۱۳ فروردین ماه، روزیست که زمین مثل مادربزرگها دامنش را پهن میکند و میگوید: «بیا جانم، خسته شدی… کمی کنارم بنشین.»
به گزارش ندای غرب، ۱۳ فروردین ماه، روزیست که زمین مثل مادربزرگها دامنش را پهن میکند و میگوید: «بیا جانم، خسته شدی… کمی کنارم بنشین.»
درختها سبزتر میشوند، انگار قرار عاشقانه دارند و نمیخواهند دیر برسند. رودخانه آرام زیر لب چیزی میخواند؛ شاید گلایهای از شلوغی آدمها، شاید هم دلش خوش است به این همه آمد و شد.

آسمان آبیتر از همیشه میدرخشد؛ همان آسمانی که هزار روزِ دیگر وقت نداریم حتی نگاهش کنیم. اما امروز، ۱۳ فروردین، انگار همهچیز دست به دست هم میدهد تا به ما یادآوری کند: «زندگی فقط دویدن نیست… گاهی باید نشست، نگاه کرد و نفس کشید.»
سبزهها زیر نور، لبخند میزنند؛ باد شیطنت میکند و گوشهی سفره را میلرزاند؛ و ما، مثل مهمانهایی که برای یک روز از دلِ شهر جدا شدهایم، با طبیعت آشتی میکنیم—آشتیای که هر بار قولش را میدهیم و هر بار دیرتر از دفعهی قبل سر قرار میرسیم.
۱۳ فروردین روزیست که زمین آرام زمزمه میکند:
«دوستت دارم… ولی لطفاً زبالهها را هم با خودت ببر.»
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.